الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)
92
إرشاد القلوب (فارسى)
از او داشت ، پس خداوند آتش را بر او سرد و سلامت كرد و زمينى كه آتش در آن افروخته بودند مملوّ از گل و رياحين و اشجار ميوهدار نمود ، و او را مدح فرموده چنان كه ميفرمايد : وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى « 1 » ابراهيم به تمام معنى وفا بعهد ما كرد . و براى همين جهت است مقام حضرت ابراهيم بواسطه توجه داشتن به خدا بالاتر است از مقام حضرت يوسف ، زيرا حضرت يوسف برفيق زندانى خود گفت : اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ ، . . . فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ « 2 » مرا نزد پادشاه ياد كن ( باشد كه چون بىتقصيرم بيند از زندان خارجم كند ، پس چون توجه به غير خدا داشت ) بدين سبب مدت چند سال در زندان محبوس ماند . ( چنين گويد ديلمى ) گفت به من مردى كه از كجا مئونه و معاش زندگى تو تأمين مىشود گفتم : وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ « 3 » خزانههاى آسمان و زمين ملك خدا است و ( روزى بدست او است ) ليكن منافقين درك آن را نميكنند و طمع از غير خدا دارند . و منقولست كه بعضى ديدند مردى را كه در بيابان مشغول عبادت پروردگار بود ، از او سؤال كردند غذا از كجا ميخورى ؟ جواب داد از خزانهء پروردگار عزيز ، سپس اشاره بدندانهاى خود كرد و گفت آن كسى كه دندان دهد روزيش را برساند ( بكمال خوبى و آسانى ) . و محل توكل قلب انسانست ، و منافات ندارد طلب روزى كردن و كسب معاش نمودن با توكل زيرا خداوند أمر به آن فرموده
--> ( 1 ) . 37 - النجم ( 2 ) . 42 - يوسف ( 3 ) . 7 - المنافقون